قادر حيدرى فسايى

19

شرح مضموني كفاية الأصول ( فارسى )

1 ) در صورت اخذ مصداق شىء در معناى مشتق . 2 ) در صورت اخذ مفهوم شىء در معناى مشتق . مثل الانسان ضاحك يعنى الانسان شىء له الضحك ، چون ثبوت شىء براى شىء خاصّ ( موضوع - الانسان ) ضرورى است چنان كه ثبوت شىء براى خود ضرورى است . جواب مصنّف : در اينكه محمول در امثال الانسان ضاحك ( در صورت اخذ مفهوم شىء در معناى مشتق ) چيست ؟ دو احتمال است : 1 ) الشىء المطلق باشد ( شىء بدون قيد ) ؛ در اين صورت ثبوت شىء مطلق براى الانسان ضرورى است ولى اين احتمال محلّ كلام نيست . 2 ) الشىء المقيّد باشد ( شىء له الضحك ) ؛ اين احتمال محلّ كلام است ولى در اين صورت ثبوت الشىء المقيّد براى الانسان ضرورى نيست . مگر موضوع را ( الانسان ) مقيّد به محمول ( ضاحك ) در نظر بگيريم كه قضيّه ضروريّه به شرط المحمول بشود كه اين نيز علاوه بر عدم صحّت از محلّ كلام خارج است . قوله : « ثمّ انّه . . . » . كلام مصنّف : اليق به دليل بر احتمال اوّل اين است كه به جاى دليل بر احتمال دوم ، « 1 » دليل زير گفته شود : صغرى : اگر مصداق شىء در معناى مشتق اخذ شود لازمه‌اش دخول نوع در فصل است . توضيح : اگر مصداق شىء در معناى مشتق اخذ شود نمودار چنين است : الانسان ناطق - الانسان شىء له النطق - الانسان انسان له النطق . ناطق مركّب از نوع و فصل مىشود .

--> ( 1 ) - دليلى كه براى احتمال دوم در ص 12 آورده شد .